به گزارش پایگاه خبری کهن نیوز، یادداشت - «حسین بحیرائی» - یکی از عوامل بنیادین در دستیابی به توسعه پایدار فردی و اجتماعی، اصلاح الگوی مصرف و مقابله با پدیده مصرفگرایی است؛ مسئلهای که امروز نهتنها بر معیشت خانوارها تأثیر گذاشته، بلکه تبعات اقتصادی، زیستمحیطی و حتی فرهنگی گستردهای را نیز به دنبال داشته است.
در حال حاضر، بخش زیادی از منابع انرژی و آب کشور صرف تولید و تأمین مواد غذایی میشود؛ آنهم در شرایطی که هزینه این فرایند بهشدت بالا رفته و در برخی موارد نیز، برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده، ناگزیر به واردات و در نتیجه خروج ارز از کشور شدهایم. این روند، در بلندمدت، فشار مضاعفی بر اقتصاد ملی وارد میکند.
از منظر محیطزیستی نیز، افزایش وابستگی به سموم، کودهای شیمیایی و آفتکشها برای افزایش تولید، نهتنها سلامت انسان را تهدید میکند، بلکه حیات گونههای مفید جانوری و تعادل زیستی مناطق کشاورزی را نیز با خطر جدی مواجه ساخته است.
آمار چه میگویند؟
تحلیل آمارهای رسمی نشان میدهد که الگوی مصرف غذایی در ایران نهتنها متوازن نیست، بلکه در مواردی دچار افراط و تفریطهای جدی است.
برای نمونه سرانه مصرف گوشت در ایران به طور متوسط حدود ۹ کیلوگرم در سال است؛ درحالیکه این عدد در جهان حدود ۳۲ کیلوگرم برآورد میشود.
مصرف ماهی در کشور حدود ۹.۲ کیلوگرم در سال است، درحالیکه میانگین جهانی آن ۱۸ تا ۲۰ کیلوگرم است.
مصرف لبنیات باوجود اهمیت بالای تغذیهای، در سالهای اخیر بیش از 30 درصد کاهشیافته و از حدود ۹۰ کیلوگرم به کمتر از ۶۰ کیلوگرم در سال رسیده است.
در مقابل، مصرف نوشیدنیهای شیرین، چربیها، فستفود و مواد قندی به شکلی نگرانکننده بالاست؛ اگرچه آمارهای رسمی نشان میدهد در سالهای اخیر مصرف شکر و روغن نیز نسبت به قبل کاهشیافته، اما هنوز هم در سبد غذایی مردم نقش پررنگی دارند.
در نمودار زیر، مقایسهای میان سرانه مصرف سالانه برخی اقلام غذایی در ایران و میانگین جهانی مشاهده میشود:

همانطور که پیداست، مصرف اقلام مغذی و ضروری مانند گوشت، ماهی و لبنیات در ایران پایینتر از حد استاندارد جهانی است؛ درحالیکه مصرف مواد غیرضروری یا مضر، بخش بزرگی از بودجه خوراکی خانوادهها را به خود اختصاص داده است.
تناقض در سفرهها
این وضعیت منجر به شکلگیری یک تناقض آشکار در سفره ایرانی شده است؛ از یکسو کاهش مصرف منابع مفید غذایی (پروتئین، لبنیات، فیبر)، و از سوی دیگر، مصرف بالای خوراکیهای فراوریشده و کمارزش. درحالیکه برخی خانوادهها هزینهای بالا برای خرید فستفود، نوشابه، چیپس و خوراکیهای غیرمغذی صرف میکنند، اقلامی مانند ماهی، لبنیات، حبوبات یا سبزیجات جایی در سفره روزانهشان ندارد.
راهحل چیست؟
در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند دستیابی به «توازن میان نیاز و مصرف» هستیم. بازنگری در الگوی مصرف مواد غذایی، از جمله گامهای مهمی است که باید هم در سطح فردی و هم در سطح سیاستگذاری عمومی موردتوجه قرار گیرد.
اصلاح الگوی مصرف، تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه ضرورتی ملی برای آیندهای سالمتر، پایدارتر و مستقلتر است. تغییر از همین امروز ممکن است؛ اگر بخواهیم.
منابع:
FAO (2023)، PubMed Central (PMC10903262)، Iran International
انتهای پیام

